محمد بن حسين البيهقي
528
تاريخ بيهقى ( فارسي )
به صفحهء 6 شمارهء ( 21 ) ( 8 ) - معنى جمله : در بغلان و تخارستان حاجب بزرگ بلگاتگين ميزبان سلطان مسعود بود ( 9 ) - ميراندى : ماضى استمرارى با دو نشان استمرار و همچنين است « مىنبشتمى » ( 10 ) - مىبراندمى : ماضى استمرارى مؤكد ، همانا ميراندم » ( 11 ) - قوم خويش : كسان و اطرافيان خود ( 12 ) - پيل با عمارى : پيل عمارى بر پشت نهاده ، موصوف و صفت پيشوندى - عمارى بفتح اول هودج ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 60 شمارهء ( 12 ) ( 13 ) - استر با مهد : استرى كه بر پشت آن تخت روان بود ، موصوف و صفت پيشوندى ( 14 ) - صدر : بفتح اول و سكون دوم طرف بالا ، مسند ( 15 ) - داروزين : گويا همان دارافزين و دارابزين است كه در فرهنگها نوشتهاند و بمعنى پنجره است يا نرده كه پيش در سازند ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) - دارافزين با الف مفتوح به فا زده و زاى منقوطه مكسور . . . : پنجره را گويند ( نقل از فرهنگ جهانگيرى ) ( 16 ) - تنآسانتر و به آرامتر : راحتتر و آسودهتر و نرمتر ( 17 ) - مقام : بضم اول مصدر ميمى بمعنى اقامت ( 18 ) - غوروند : نام محلى در اطراف كابل ص 397 ( 1 ) - ياد كرد بازداشت امير ابو يعقوب بن ناصر الدين ابو منصور سبكتكين دادگر بخشايش خداى بر وى باد ( 2 ) - غائله : فتنه و فساد و آشوب - بىغائله در اينجا صفت است و مقصود آنكه فتنهجو نبود ( 3 ) - دم هيچ فساد : بضم اول پى هيچ تباهى و ستم ( 4 ) - خدمت كردن روزى دو بار : روزانه دو بار بحضور رسيدن ( 5 ) - لهو : بفتح اول و سكون دوم چيزى كه مايهء طرب و سرگرمى باشد ( 6 ) - خواستهء بىرنج : مال بىخون دل و كوشش فراهم آمده ( 7 ) - معنى جمله : پيل ملك و فرمانروائى بىنگاهبان ماند ، به كنايه مقصود آنست كه پس از درگذشت او نظام كار ملك رو بپريشانى نهاد ( 8 ) - راست شدن : استقامت پذيرفتن ( 9 ) - بر هواى پادشاهى بزرگ : بههوادارى و دوستى شاهى بزرگ ( سلطان مسعود ) ( 10 ) - داشتند : شمردند ( 11 ) - فراستانند : بپذيرند و قبول كنند ( 12 ) - محمد بن طاهر : آخرين فرمانرواى خاندان امراى طاهرى ( 248 - 259 ) ( 13 ) - ثغر : بفتح اول و سكون دوم مرز و سرحد ص 398 ( 1 ) - مراسلت : مراسله يا نامه ( رساله ) فرستادن ، مصدر باب مفاعله ( 2 ) - خدمت كرده : بندگى و چاكرى كردهايم ، جمله حاليه بحذف فعل معين « ايم » بقرينهء مقالى و همچنين است حال دو جمله معطوف بر آن ( 3 ) - كفران : بضم اول و سكون دوم ناسپاسى - راه كفران تشبيه صريح ( 4 ) - عز . . . : نام وى گرامى باد ( 5 ) - بركشيد : به پايگاه بلند رسانيد و ارتقاء